حس قشنگه مامان از بارداری تا تولد
دختر نازم، پرنياي خوشگل مامان هميشه دوست داشتم از احساساتم برات بگم. براي تو كه ثمرهي زندگي مني. دلم مي خواست كه تمومه اين احساسات و خاطرات ولحظات شيرين با تو بودن رو جايي واسه هميشه ثبت كنم. لحظاتي كه به آسوني بدست نيومدن و به آسوني از ياد نمي رن مامانم. براي همين فكر كردم برات يه وب لاگ درست كنم و از احساسات خودم و از خاطرات و شيرين كاريهاي زيباي پرنياي عزيزم بگم و ثبت كنم تا هر وقت كه بزرگ شدي بخوني و بفهمي در اون زمان چه كارايي كردي، چجوري بزرگ شدي و چجوري مامان پا به پاي اون پاهاي كوچيكت به زمين افتاد و بلند شد، از حال و هواي خودم برات بگم تا بدوني چقدر دركنارت شاد بودمو چه چيزايي هر چند كوچيكه...
نویسنده :
مامانش
19:26


